دو سال و دو ماهگی..
به نام خدا...
پسر مهربونم...
رفتارهای پسرونه تو شرح بدم یا رفتار های دخترونه!!!! علاقه مندی به لاک ناخن و کفش های پاشنه بلند...
یا عشق روز افزون به اتوبوس و ماشین های بزرگ؟؟!!!
تو این گرمای تابستون هوس اتوبوس سواری میکنی... 
ما هم که یه گل پسر بیشتر نداریم... سوار میشیم... بعدشم با هیجان برای همه از بزرگی اتوبوس تعریف میکنی... حتی مسیر های کوتاه(مثلا از خونه خاله جون تا خونه مامان بزرگ) که چند قدم بیشتر نیست رو هم دوست داری با اتوبوس بری!!! آخه مگه میشهههههه؟؟؟

کلمات جدید و جملات با مزه میسازی. کلماتی رو که قبلا غلط غولوط تلفظ میکردی با دقت تمام سعی میکنی درستش و بگی...آفرین به تو...
ولی دلم پیش همون کلمات در هم بر همیه که میگفتی... یه سری از همون کلمه ها رو که همه ازت یاد گرفتن و مثل تو تلفظ میکنن ... انقدر که شیرین و خوشمزه حرف میزنی عسل...
این مرسی ممنون گفتنت که من یکی رو کشته... هر چیزی از هر کسی بگیری... بهش میگی: مرسی ممنون..
امروز تو حموم شامپو و لیف و خواستی تا خودت تن نرم و سفید و خیستو بشوری... وقتی بهت دادم فریاد زدی... مرسی مامانی ممنون... منم حسابی چلوندمت مهربونم
منم میگم... مرسی ممنون که هستی و انقدر خوبی.




دو سال و دو ماه و دو روزگیت مبارک...


دو سال و دو ماهگی..
